اندر احوالات پسر ناز ما
سلام نفس مامان 
نمیدونم از کجا شروع کنم نمی تونم بگم مطلقا خوبی یا مطلقا بدی . یه سری خوبی ها و یه سری بدیهایی داری که ترجیح میدم خوبیهات رو پر رنگ تر کنم .
خوبی به خاطر اینکه من رو صبحها موقع رفتن به مهد اذیت نمیکنی .
دلرحم و مهربونی به خاطر اینکه وقتی من دلم گرفته و ناراحتم مث پیشی ها خودت رو به من می مالی و تا من رو خوشحال نکنی دست بر دار نیستی .
خوبی به خاطر اینکه تو آوردن وسایل سفره کمکم میکنی و هر چی بهت میگم به حرفم گوش میدی .
باهوشی چون هر شعری رو که برات چند بار بخونم یاد میگیری .
اما گاهی نق نقو میشی ، بچه ها رو هول میدی ، بهونه میگیری و رو اعصاب ما راه میری .
سوای مورد آخر پسر واقعا خوبی هستی به قول خودت وقتی کار بدی میکنی شیطون گولت میزنه طفلک شیطون که اسمش بد در رفته .
به میناجون واقعا علاقه داری دلت برا مهد تنگ میشه و گاهی اوقات نیمه شب میگی بریم مهد یا میگی مامان دلم تنگ شده و وقتی میگم برا کی میگی میناجون .
الان اومدی پیشم و به مانیتور و شکلکها با ذوق و شوق نگاه میکنی و با هم لواشک میخوریم .
دیروز مامان جون از کربلا اومد و شما بعد از رفتن مهمونها بدون هیچ گونه زمینه قبلی بهش گفتی سوغاتی میخوام و من و مامان جون رو بهت زده کردی .
تازگیا قبل از خوردن غذا بسم الله میگی وقت خوردن غذا به به میکنی و بعد از خوردن غذا میگی دستت درد نکنه
در ضمن عاشق ماکارانی ، جوجه و کبابی و از همه غذاها بیشتر میخوری .
هر کار بدی که داری انجام میدی و من متوجه نیستم میگی مامان فضولی کردم بعد کارهای بدت میگی ببشید ( ببخشید)
وقتی میخوای حرفت رو به کرسی بنشونی میگی خوایش میکنم ( خواهی میکنم ) .
پرانرژی هستی و یه دقیقه از تلاش و بدو بدو دست برنمیداری ماشاالله .
شیر خور قهاری شدی
به طوری که صبح و ظهر و شب حتما هر وعده یه پاکت شیر کوچیک میخوری .
درست وقتی که من کار دارم تو یا آب میخوای یا جیش داری یا شیر میخوای یا چایی میخوای و به این صورت جلب توجه میکنی .
شعر اتل متل رو که همیشه وقت خوابیدن برات میخوندم کاملا یاد گرفتی و بعضی اوقات میخونی .
اتل متل یک و دو مامان جونی گفت به تو
بابا که بیرون میره دنبال ماشین ندو
اتل متل سه و چهار سبحان یه چایی بیار
یه مهمون از راه رسید براش یه پشتی بذار
اتل متل پنج و شش خط روی دیوار نکش
بجاش توی دفترت یک گل زیبا بکش
اتل متل هفت و هشت داریم میریم سیر و گشت
این دفعه میریم شمال به شهر زیبای رشت
اتل متل در زدن کبوترا پر زدن
عزیز و بابابزرگ به خونمون سر زدن
کاملا بهداشتی هستی و از کثیفی بدت میاد تا دستت کثیف میشه میگی دستام بشور یا اگه آشغال داری میبری میندازی تو سطل آشغال .
همه ماشینها رو میشناسی و از همه نوعش تو خونه داری و همیشه با هم دیگه تصادف میکنن و تو پلیس میشی و میای جریمه اشون میکنی.
با اینکه شیطونی ولی شیرینی ولی گلی ولی نفسمی درسته بعضی اوقات عصبانیم میکنی ولی عزیزی میمیرم برات دوستت دارم همه زندگی من



اندر احوالات پسر ناز ما
